المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
414
مروج الذهب ( فارسى )
پادشاهى كرد . و عربان اصيل از عاد و ثمود و عبيد و طسم و جديس و عماليق و و بار و جرهم انقراض يافتند و از عرب جز فرزندان عدنان و قحطان نماند و باقيمانده اين طوايف منقرض شده ، بشمار قحطان و عدنان آمد و نسبهايشان محو شد و آثارشان نابودى گرفت . عماليق در زمين طغيان كردند و خدا ملوك زمين را بر آنها مسلط كرد كه نابودشان كردند در قسمتهاى گذشته اين كتاب ضمن سخن از نسب روميان گفتيم كه بعضى فرزندان عملاق و غيره را كه ياد كردهايم بفرزندان عيصو بن اسحاق بن ابراهيم عليهما السلام پيوستهاند و اينكه علماى عرب آنها را به نسب ديگر ملحق كردهاند كه ميان مردم معروفتر است و يكى از شعرا در مرثيه عماليق گفته است : « آل عملاق برفتند و از ايشان حقير يا متكبر گردنفراز نماند . سركشى كردند و خدا دولت از ايشان گرفت . حكم خدا درباره مردم چنين است كه او مدبر كارهاست » طسم و جديس نيز در مدت هفتاد سال در صحراها از كينهتوزى و رياستجوئى كه ميانشان بود نابود شدند و از ميان برفتند و كس از ايشان نماند و عربان بايشان مثل زدند و شاعران درباره آنها سخن گفتند از جمله اين سخن است كه يكى از شاعران در رثاى ايشان گويد : « واى بر من از سوز غمى جانكاه از مصيبتى كه بر طسم و جديس رخ داد عموزادگانى كه سوار اسبان بروزهاى سياه و سخت همديگر را نابود كردند » قصه اصحاب رس را در كتابهاى سابق خود گفتهايم آنها قوم حنظلة بن صفوان عبسى بودند كه خدايش سوى آنها فرستاده بود و تكذيب او كردند شمهاى از اخبار او را گفته ايم درباره اصحاب رس صورتهاى ديگر نيز جز آنچه در اين كتاب آوردهايم گفتهاند نام اين قبايل به تورات آمده و همگى بفرزندان